انتونی گیدنز

در ادامه مبحث آنتونی گیدنز، مختصری از زندگینامه ی این جامعه شناس معاصر را مرور می کنیم.

آنتونی گیدنز، مهمترین و با نفوذترین نظریه پرداز اجتماعی بریتانیا و جهان در دورة معاصر، مشاور ارشد تونی‏بلر و حزب کارگر در 18 ژانویه 1938 چشم به جهان گشود. او در دانشگاه‏ هال و مدرسة اقتصاد و دانشگاه لندن تحصیل کرد. علاقة  اولیه او به روانشناسی معطوف بود و حتی وقتی برای اولین بار در سال 1961 در دانشگاه لیسستر به عنوان مربی کار خود را شروع کرد به تدریس روانشناسی پرداخت، اما به گفتة خودش روانشناسی به شدت تجربی بود و چیزی برای گفتن درباره جهان واقعی نداشت و بنابراین به تدریج به سمت جامعه شناسی متمایل شد.

نخستین تحقیق جامعه شناسی‏اش جنبة تجربی داشت و موضوع آن بررسی خودکشی بود. در سال 1969 مربی جامعه‏شناسی در دانشگاه کمبریج و نیز کالج کینگ شد. گیدنز سپس به مطالعات میان فرهنگی روی آورد و نخستین اثرش که شهرت بین‏المللی بدست آورد، کتاب "ساختار طبقاتی جوامع پیشرفته" در سال 1975 است. گیدنز در آثارش به گونه‏ای تدریجی چشم انداز نظری ویژه‏اش را بنا گذاشت که با عنوان نظریه ساختار بندی معروف شد. نتیجة نهایی این کارها در 1984 با کتاب " ساخت جامعه : رئوس نظریه ساختار بندی" نمایان شد. گیدنز در سال 1985 به مقام استادی جامعه شناسی در دانشگاه کمبریج نائل شد.

آنتونی گیدنز در علوم اجتماعی بعد از جنگ دوم جهانی یک پدیده محسوب می‏شود و حدود سه دهه است که قدرت چشم‏گیری در جامعه شناسی پیدا کرده است. وی هم اکنون یکی از مشاوران عالی حزب کارگر انگلیس و به تعبیری مغز متفکر این حزب است که همچنان اقبال مردم انگلیس را با خود دارد. تفاسیر گیدنز از سنت جامعه شناسی کلاسیک در 20 سال گذشته محور اصلی درس‏های آکادمیک بوده است.

او دارای بیش از 30 عنوان کتاب در زمینه‏های مختلف جامعه شناسی می‏باشد. در ایران نیز کتاب "جامعه شناسی" وی جزو منابع درسی دانشگاهی قرار گرفته و در دفعات متعدد به چاپ رسیده است.از دیگر آثار مهم گیدنز می‏توان به کتابهای راه سوم، فراسوی چپ و راست پیامدهای مدرنیته سیاست جامعه‏شناسی و نظریه اجتماعی و .....اشاره کرد

دختران نوجوان ، کلبه جنگلي و 4 شيطان پليد


تاريخ و ساعت : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۲۳:۰۱ کد خبر : 15206



4 جوان که با اغفال و فريب دختران نوجوان آنها را با تهديد به مرگ مورد آزار و اذيت قرار داده بودند، از سوي ماموران پليس آگاهي صومعه سرا دستگير شدند.
دختر 17 ساله وقتي مقابل افسر پليس قرار گرفت ، هنوز در بهت و حيرت به سر مي برد، در چند روز گذشته او بارها ماجراي هولناکي را که پشت سر گذاشته بود، همچون خاطره اي سخت و دردناک در ذهن خود مرور کرده بود، دلش نمي خواست زنده بماند، او همچنان در انديشه تلخ خود غرق بود که با نهيب مادرش که او را تا اداره پليس همراهي مي کرد، به خود آمد. بغض آزاردهنده اي گلويش را مي فشرد، او بارها از دوستي خياباني و اعتماد به خواستگاران خياباني شنيده و خوانده بود و هيچ گاه تصور نمي کرد او خود روزي قرباني اميال پليد 4 شيطان شود.
دخترک بغض خود را به سختي فروخورد و خطاب به افسر پليس آگاهي گفت : فريب خوردم و زماني به خود آمدم که درون يک کلبه جنگلي از سوي 4 نفر مورد آزار و اذيت قرار گرفتم و 4متجاوز با تهيه فيلم از رفتار غيرانساني خود، مرا تهديد کردند در صورتي که بخواهم عليه آنها شکايت کنم ، فيلم هاي تهيه شده را در شهر پخش خواهند کرد.

دستگيري 4 متجاوز

سرهنگ مهدي خوش سرشت ، سرپرست پليس آگاهي استان گيلان در اين باره به خبرنگار ما گفت: پس از طرح اين شکايت ، موضوع از سوي کارآگاهان پليس آگاهي به صورت ويژه بررسي شد و با پيگيري و تحقيق در اين زمينه 4 متهم که اقدام به اغفال و تجاوز به دختر 17 ساله کرده بودند، دستگير شدند.
وي افزود: با دستگيري اين 4 متهم و آغاز تحقيق از آنها، 2 دختر 15 و 16 ساله ديگر با مراجعه به پليس عليه 4 متهم شکايت مشابه مطرح کردند که مشخص شد اين 2 دختر نيز قرباني اميال پليد متهمان شده اند.
سرپرست پليس آگاهي استان گيلان تصريح کرد: با توجه به اعترافات تکان دهنده اعضاي اين باند 4 نفره ، موضوع به بازپرس دادسرا گزارش و دستور بازرسي از خانه متهمان صادر شد. در بازرسي از محل 225 حلقه انواع سي دي غيرمجاز و غيراخلاقي به همراه فيلم هاي مربوط به دختران نوجوان که از سوي متهمان مورد آزار و اذيت قرار گرفته بودند، کشف و ضبط شد. سرهنگ خوش سرشت افزود: با صدور دستور قضايي تحقيق از متهمان ادامه دارد.

هشدار

سرهنگ قاسمي ، رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا با هشدار به خانواده ها از آنها خواست مراقب رفت و آمد فرزندان خود باشند و آنها را از خطرات مربوط به دوستي هاي خياباني آگاه سازند. وي افزود: اعتماد به افراد فرصت طلبي که در مسير دختران جوان قرار مي گيرند، قطعا پيامد ناگواري در پي خواهد داشت که نمونه آن را در اين پرونده شاهد هستيم.

 

بختیاری‌ها در سپیده‌دم تاریخ ایران

بختیاری‌ها در سپیده‌دم تاریخ ایران




تاریخ شناسنامه و سرگذشت نیاكان و پیشینیان هر قوم و قبیله‌ای است كه به موزه‌ی تاریخ پیوسته‌اند. سرزمین بختیاری، تاریخی بسیار شگرف دارد. سرزمینی كه وارث دو تمدن بزرگ و نخستین ایران یعنی تمدن ایلام و تمدن هخامنشی است كه خداوند بزرگ بهترین رودخانه‌های جهان یعنی كارون و زاینده‌رود و دز را در آن قرار داد تا مردمی شریف و نجیب در دو سوی رشته كوه‌های زاگرس و قله‌های مرتفع آن «اشترانكوه» و «زردكوه» زمستان و تابستان خود را بگذرانند. مردمی كه زندگی كردن در چنین آب و هوای نیكویی كه از الطاف خداوند بخشنده است را جزو افتخارات خود می‌دانستند. اما افسوس كه این كوه‌های بلند و زیبا و این رودخانه‌های خروشان و جوشان در نهایت باعث جدایی بختیاری گردید و این ضربه‌ی بزرگی بود بر پیر و انسجام ایلی كه روزگاران دراز سربازان و مدافعان كشور عزیزمان ایران بوده‌اند. مردمی كه شجاعت، رشادت، دلاوری و مردانگی آن‌ها زبانزد خاص و عام است. هدف این مقاله بررسی سیر تاریخی سرزمین بختیاری با توجه به مراحل سه‌گانه‌ی تاریخی از قبیل مرحله‌ای افسانه‌ای، مرحله‌ی حماسی و مرحله‌ی تاریخی كه مورخان برای گذشته‌ی ملت‌های بزرگ و پیشین درنظر گرفته‌اند، می‌باشد.

این سه مرحله را بر اساس شاهنامه‌ی فرزانه‌ی طوس می‌توان چنین تعبیر كرد:
مرحله‌ی افسانه‌ای یا پیشدادیان، مرحله‌ی حماسی یا كیانیان و مرحله‌ی تاریخی یعنی اشكانیان و ساسانیان.
اما ارتباط این دوران با سرزمین بختیاری چیست؟ با توجه به جغرافیای باستانی سرزمین بختیاری كه از سمت شرق از منتهی‌علیه استان چهارمحال و بختیاری كنونی شروع و از شمال‌شرق تا نزدیكی اصفهان یعنی مناطق شهرستان فریدن كنونی قبل از اسكان تركان و ارامنه و گرجی‌ها در آن ناحیه (تركان و ارامنه و گرجی‌ها در زمان شاه‌عباس صفوی به‌عنوان حایل بین خاك بختیاری و پایتخت صفوی –اصفهان- به‌صورت یك خط عرضی از «چمن سلطان» در نزدیكی الیگودرز تا «چغاخور» در نزدیكی بروجن استقرار یافتند كه بیشترین آن‌ها در منطقه‌ی فریدن ساكن شدند) و از شمال غرب به بروجرد منتهی می‌شد و از آنجا به‌وسیله‌ی رودخانه‌ای كه از میان شهر دورود كنونی می‌گذرد و در حوالی اندیمشك به رودخانه‌ی دز منتهی می‌شد، جدا می‌شد و سپس از دزفول به‌صورت یك خط عرضی به شوشتر و از آنجا به بهبهان و رامهرمز ختم می‌گردید و در نهایت از سمت جنوب شرقی به خاك كهگیلویه محدود می‌شد، فرض شود.
در این سرزمین نام‌هایی وجود دارد كه از سپیده‌دم تاریخ ایران سرچشمه می‌گیرند. در شمال سرزمین بختیاری‌ یعنی شهرستان الیگودرز كنونی دو منطقه یكی به‌نام «آل‌ورز» كه در واقع اختصار واژه‌ی «آل گودرز» است كه الیگودرز از آن مشتق شده است و طایفه‌ی گودرزی مقیم در الیگودرز انتساب خود را به گودرز «پهلوان شاهنامه» می‌رسانند و دیگری «آل كورز» می‌باشد كه در واقع این نیز اختصار واژه‌ی «كیومرز» یا «كیومرث» است كه بنا به شاهنامه‌ی فردوسی ایشان نخستین انسان و فرمانروا بوده كه در كوه‌ها زندگی می‌كرد و حدود سی سال بر انسان و حیوان فرمانروایی نمود. «احمد رفعت» در كتاب لغت و جغرافیای تركی می‌نویسد: «كیومرث كه در سال 2415 از خلقت، سلطنت پیشدادیان را در ایران تأسیس نمود از سلاله‌ی ایلام بود.» كیومرز مربوط به دوران پیشدادیان و گودرز مربوط به دوره‌ی كیانیان هستند. نكته‌ی جالب توجه این‌كه هوشنگ پیشدادی پسر كیومرز نخستین كسی بود كه در همین سرزمین بختیاری با زدن دو سنگ چخماق به یكدیگر از آن جرقه حاصل شد و بوته‌ای را به آتش كشید و از این زمان بود كه آتش كشف شد و هم او بود كه شیوه‌ی استخراج فلزات را به بشریت آموزش داد و می‌دانیم كه نخستین كوره‌ی ذوب آهن ایران در محلی به‌نام «شلا» در حوالی سوسن در سرزمین بختیاری كه در زمان پیشدادیان ساخته شد و سنگ آهن در آن ذوب گردید. (“شلا” نام همسر اینشوشی ناك پادشاه ایلام در هزاره‌ی دوم بود كه هر دو به‌عنوان رب‌النوع مورد پرستش بودند و بر آیین بابلی برتری داشتند.) اهمیت این موضوع به‌قدری است كه باستان‌شناسان آلمانی و فرانسوی معتقدند كه «اگر ایرانیان سنگ آهن را ذوب نمی‌كردند و از آن وسایل مختلف نمی‌ساختند احتمالا صنعت دنیا هزار سال عقب می‌افتاد.»

در شمال شرقی سرزمین بختیاری نیز مناطقی وجود دارد كه پیشینه‌ی تاریخی دارند. یكی از آن‌ها منطقه‌ی فریدن شامل شهرستان‌های فریدن به مركزیت داران، فریدون‌شهر و چادگان كنونی كه از دیرباز جزو ولایت بختیاری بوده‌اند و از زمان رضاشاه با تجزیه‌ی خاك بختیاری ضمیمه‌ی اصفهان گردیدند. و همچنین كوه «فردون» در بختیاری كه هر دو مشتق از نام فریدون نوه‌ی جمشید پادشاه پیشدادی است و شاید این كوه همان كوهی باشد كه فریدون دوران كودكی‌اش را در آن گذراند.
و دیگری روستای «مشهد كاوه» كه در همین فریدن واقع گردیده است و آن را زادگاه و شهادتگاه كاوه آهنگر می‌دانند. چنانكه مبارزه با ظلم و ستم ضحاك تازی از سرزمین بختیاری به رهبری كاوه دادگر آغاز گردید و ضحاك را اسیر كرد و در كوه دماوند زندانی نمود. و فریدون را به پادشاهی ایران برگزید.
آثار و كتیبه‌های كول فره (فره یعنی شكوه و بزرگی) واشكفت سلمان و ویرانه‌های شهر سوسن در ایذه از دیگر نشانه‌های تمدن و مدنیت از دوره‌ی ایلام در بختیاری است.
دوره‌ی دوم، دوره‌ی كیانیان یا دوره‌ی حماسی است. مورخین در واقع این دوره را همان دوره‌ی هخامنشیان می‌دانند و ارتباط این دوره نیز با سرزمین بختیاری نیز مشخص و مبرهن است. به‌طوری‌كه بارون دوبد (debode) معتقد است كه اصطلاح “لر” مشتق از كلمات ایرانی است و می‌گوید واژه‌ی “لر” مأخوذ از لهراسب است و همین‌طور میرزا آقاخان كرمانی در تاریخ ایران می‌نگارد كه : هفتم، سلاله‌ی هخامنشی: اینان ابتدا در ایلام و پس از آن در فارس سلطنت داشتند. شاید “لهراسب” به معنی “لر بزرگ” باشد ، زیرا كه قبیله‌ی اینان از قوم لر بوده‌اند و مراد از لهراسب یكی از اولاد هخامنش است.
با توجه به شاهنامه‌ی فردوسی نیز بعد از كی‌خسرو كه مورخین معتقدند همان كورش كبیر می‌باشد “لهراسب” به پادشاهی رسید. لذا باید خاطرنشان كرد كه نخستین سكونتگاه پارس‌ها در سرزمین بختیاری یعنی “پارسوماد” به‌چم مركز پارس و ماد بوده است. نكته‌ی دیگری كه ذكر آن در این دوره اهمیت دارد درخصوص منطقه‌ی “چل‌گرد” یا “چهل گرد” در استان بختیاری و چهارمحال كنونی است كه “رستم” پهلوان نامی ایران بهاران برای آموزش فنون رزمی به جوانان و گردان بختیاری به اینجا می‌آمد و مصداق این گفته شعر فرزانه‌ی طوس درباره‌ی رستم دستان است كه می‌گوید: “ بهاران همیشه به دیمه بدی.”

از منظری دیگر نیز می‌توان تاریخ سرزمین بختیاری را مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. كنگل (1966، ص 220) “معتقد است كه در اواخر سال‌های 3000 قبل از میلاد مسیح (ع) گوتی‌ها از كوهستان‌ها فرود آمدند و در سرزمین‌های پست بین‌النهرین سكنی گزیدند و پس از چندی به فتح بابل دست یافتند.”

دهخدا نیز می‌نویسد كه: “گوتی طایفه‌ای از ساكنان قدیم زاگرس بوده‌اند. این گروه، نارامیس پادشاه آكد را شكست داده و بر بابل مسلط شدند.”

“تورایف” در كتاب مشرق قدیم صفحه 164 می‌نویسد كه : “اوگبارو” فرماندار گوتی‌ها به دستور كورش بزرگ وارد بابل گردید و آنجا را فتح كرد و در سوم مرهش‌وان خود كورش وارد بابل شد و به شهر آرامش داد و اوگباروراوالی آنجا قرار داد.” آنچه مسلم است این است كه گوتی‌ها همین طایفه‌ی گوتوندی (گتوندی)های امروزی هستند كه طایفه‌ای از بختیاری‌ها می‌باشند. لولوبی‌ها (شاید لولویی‌ها) را در این زمان از همسایگان گوتی‌ها می‌دانند. هر دو طایفه كه ریشه در نژاد هند-اروپایی داشتند و ساكن خوزستان بودند به مناسبت اهمیت شهرهایشان و فراوانی ثروت در آن شهرها مورد احترام مردمان خوزستان قرار گرفتند . (ایك اشتدت، 1961، ص 62) .

گرچه برخی از نویسندگان لولوبی‌ها را به همه‌ی لرها تعمیم می‌دهند اما باتوجه به پژوهش‌های جامعه‌شناختی به این نتیجه رسیدم كه لولوبی‌ها در واقع یكی از طوایف بختیاری كنونی به‌نام طایفه‌ی ململی هستند كه پس از گذشت پنج هزار سال هنوز بسیاری از آن‌ها پسوند لولویی را در شناسنامه‌های خود حفظ كرده‌اند.

نخستین دولتی كه همزمان با ایلام در ایران پیش از اسلام تشكیل شد، دولت ماد بود. ارتباط این دولت با سرزمین بختیاری نیز زیاد بوده‌است. به‌طوری‌كه هرودوت می‌نویسد: “قبایل عضو اتحادیه ماد، شش قبیله بودند كه عبارتند از: بوسیان، پارتاكنیان، آستروكاتیان، اریزانتیان، بودیان و مغ‌ها (تاریخ ماد، ص 142).” از قبایل یادشده هم‌اینك نام پنج تای آن‌ها در بین طوایف بختیاری با تغییراتی به چشم می‌خورد كه عبارتند از: بوسیان= طایفه‌ی بوساك یا بساك چهارلنگ، مغ‌ها= طایفه‌ی موگویی یا مغویی چهارلنگ و جالب‌تر اینكه مورخین سكونتگاه قبیله‌ی ششم را نیز در جنوب اصفهان ذكر كرده‌اند كه منطقه‌ی فریدن كنونی و پارتاكنا (پارتیكن) باستانی می‌باشد چرا كه درحال حاضر در نزدیكی‌های داران پاركی به‌نام پارك “پارتیكن” احداث گردیده است.

با ورود اسلام به ایران بسیاری از واژه‌های پارسی دستخوش تغییر و تحول فراوان گردیدند. مثلا تلفظ كلمه‌ی زردتشت در پهلوی “زاراتهسترا” بوده و یونانیان “زارسترو” نوشته‌اند. بنابراین نام‌های یادشده نیز درگذر زمان بر اثر استفاده‌ی زیاد به‌صورت كنونی درآمده‌اند، یا اینكه چون بیشتر مورخین خارجی بوده‌اند، لذا در هنگام یادداشت و یا هنگام ترجمه به‌وسیله‌ی دیگران این اسامی به گونه‌های مختلف ثبت گردیده‌باشند.
همچنین هرودوت در 800 قبل از میلاد در جای دیگری نوشت كه دشت‌های دامنه‌ی زاگرس و نواحی پیرامون پایتخت سوسا (شاید سوسن مالمیر یا شوش) به مردمان “آسكی تن” و “كی مر” متعلق بوده است.

همانطوری‌كه گفته شد نام قبایل به شیوه‌های مختلف ثبت گردیده است كه چنین استنباط می‌شود كه آسكی‌تن همان آستروكاتیان و نام طایفه‌ی آستركی امروزین مشتق از آن‌هاست و نام طوایف “ایمری” زراسوند و “مری” موگویی نیز همان شكل تغییریافته‌ی “كی مر” می‌باشد. شاید این قبایل نخستین گروه‌های قوم پارس بوده‌اند كه همزمان با مادها به سرزمین كنونی بختیاری كوچ كرده‌اند و تا قبل از تشكیل دولت هخامنشی كه یكی دیگر از قبایل پارسی بود و بعدها به سرزمین بختیاری آمدند، عضو اتحادیه‌ی ماد بودند، اما پس از آمدن دیگر قبایل پارسی كه به مرور منجر به تشكیل امپراتوری هخامنشی گردید، طوایف نامبرده نیز از متحدین حكومت پارسی كه نخستین پایه‌های آن در سرزمین “آساك” (كه این نام نیز با نام طایفه‌ی آستركی (آسكی‌تن یا آستروكاتیان) شباهت نزدیك دارد) یعنی پارسوماش بعدی تشكیل شد محسوب می‌شدند و شاید هم این طوایف ماد بودند و مقهور پارسیان گردیدند. اما با توجه به اینكه پارس‌های بعدی این منطقه را انتخاب كردند و به اینجا مهاجرت نمودند، این تصور وجود دارد كه قبایل بالا نیز پارسی بوده‌اند.
گیرشمن معتقد است كه پارسیان ابتدا در شمال غربی ایران در نزدیكی دریاچه‌ی ارومیه مستقر شدند و احتمالا در حدود 700 قبل از میلاد آنان در محوطه‌ی غربی جبال زاگرس تا مشرق شهر جدید شوشتر، در ناحیه‌ای كه ایشان پارسواش یا پارسوماش نامیده‌اند- و این نام در سالنامه‌های آشوری ذكر شده- اقامت گزیدند.
نامبرده در دنباله‌ی بحث خود اضافه می‌كند كه: “اما در باب پارسیان باید گفت كه در حدود 700 قبل از میلاد آن‌ها در پارسوماش در كوه‌های فرعی سلسله جبال بختیاری در مشرق شوشتر، ناحیه‌ی واقع در دو سوی كارون نزدیك انحنای بزرگ این رود پیش از آنكه به‌سوی جنوب برگردد، مستقر شدند. عیلام دیگر در این زمان آن قدرت را نداشت كه از استقرار آنان در این ناحیه ممانعت كند همین ناحیه كه همواره بخشی از مستملكات عیلام بود و پارسیان احتمالا سلطنت آنان را می‌شناختند. پارسیان تحت قیادت هخامنش حكومت كوچك خود را كه مقدور بود بزرگ گردد تأسیس كردند و نام خویش را بدان دادند. (ایران از آغاز تا اسلام، ص 124)

كشور كوهستانی پارس (پرسید) باستانی در جنوب “پارتاكنا” بوده و از جنوب شرقی به دره‌های رود كارون و كرخه كه در میان دنباله‌ی رشته‌های زاگرس قرار داشتند محدود بود. ناحیه‌ی اخیرالذكر همان عیلام باستانی یا سوزیان (خوزستان، شوش) یكی از مراكز قدیمی‌ترین تمدن‌ها بوده و از جانب غرب خاك ماد، با آشور هم‌مرز بوده است.(تاریخ ماد، ص 82) بنابر كتیبه‌ی بیستون از قرن هفتم قبل از میلاد در پارس خاندان هخامنشیان حكومت می‌كردند. بعد از مؤسس خاندان كه هخامنش نام داشت و پسرش “تئی‌سپ” یا “چیش‌پیش” این خاندان بر دو شاخه منقسم گشت كه هر دو در آن سرزمین سلطنت داشتند.
كورش اول، پادشاه پارسوماش و كمبوجیه اول پدر كورش دوم مؤسس پادشاهی پارس به شاخه‌ی اول تعلق داشتند. آریا رمنه پسر دیگر چیش‌پیش از شاخه‌ی دوم بودند. بنابراین چنین استنباط می‌شود كه این دو شاخه به بزرگ و كوچك تقسیم شده‌اند. (یعنی پسر بزرگ و پسر كوچك) شاخه‌ی بزرگ كه كورش به آن تعلق داشت و در پارسوماش حكمروایی می‌كرد، پس لر بزرگ پسوند “بزرگ” را از شاخه‌ی بزرگ و مهتر هخامنشی كه اسلاف آن‌ها بوده‌اند گرفته باشند و از سوی دیگر لر كوچك نیز پسوند “كوچك” را از شاخه‌ی دوم هخامنشی یعنی شاخه‌ی كهتر كه اعقابشان می‌باشند گرفته‌اند. شایسته به بیان است كه پارسوماد (مسجدسلیمان) زادگاه جیش‌پیش، كورش اول، كمبوجیه اول و كورش بزرگ بوده است. همچنین نام “كر” بر روی چشمه‌ای در كوهرنگ بختیاری كه درواقع سرچشمه‌ی اصلی كارون می‌باشد یادآور نام كورش هخامنشی است كه در روزگار ما به نام چشمه “محمود كر” معروف شده است.

در دوره‌ی اشكانیان و ساسانیان نیز این سرزمین از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. مجسمه‌ی مرد پارتی در “شمی” ایذه كه بنابر اشتاین “شمی” به اقامتگاه تابستانی پارت‌ها اطلاق می‌شد دلیل بر این مدعاست. همچنین عده‌ی خاندان‌های بزرگی كه در دوره‌ی اشكانیان مقام نخست را داشتند ظاهرا هفت بود كه از میان آن‌ها، دو خاندان بعد از دودمان شاهی صاحب قدرت محسوب می‌شدند. یكی خاندان سورنا و دیگری خاندان كارن. خاندان كارن به بختیاری‌ها متعلق بود و او حاكم ساتراپ بختیاری در آن دوره بوده است و نام رودخانه‌ی بزرگ كارون در سرزمین بختیاری اقتباس از نام این سردار بزرگ بختیاری در آن دوره بوده است. از آثار دوره‌ی ساسانیان می‌‌توان به پل “فره‌زاد” در ایذه كه یادآور نام مادر اردشیر بابكان و شهر اردشیرخوره در جایگاه ایذه كنونی و همچنین شهر استرآباد اردشیر یا بنه‌وار آستركی كنونی (بنه‌وار هفت و چهار) در 30 كیلومتری شرق لالی كه در دوره‌ی صفویه بناهای باعظمتی به سبك معماری صفوی توسط امرای بزرگ بختیاری یعنی تاجمیرخان آستركی و پسرش میرجهانگیر خان و نوه‌اش خلیل خان آستركی بر بناهای پیشین آن ساخته شد، اشاره نمود. بنه‌وار از سال 924 تا سال 1203 هجری قمری مركز حكومت بختیاری هفت‌لنگ و چهارلنگ قرار گرفته بود. از این‌روی به بنه‌وار هفت و چهار نیز شهرت دارد. در خصوص این مكان در كتب تاریخی چنین آمده است: “ از دودمان میرجهانگیر خان آستركی بختیاری، آثار و ابنیه‌ی تاریخی معظمی در نقاط مختلف بختیاری به‌جامانده است كه از آن جمله خرابه‌های سردشت نزدیك دزفول و بنه‌وار از توابع مسجد سلیمان در منطقه‌ی گرمسیر و همچنین در دیمه و چغاگرگ در سردسیر می‌باشد كه گواه بارزی بر شوكت و جلال زیاد آن‌ها بوده است.

در پایان به تمام كسانی كه چه در گذشته و چه در زمان حال، ناآگاهانه و بدون پژوهش و تحقیق سعی داشته و دارند كه هویت بختیاری‌ها به‌طور خاص و لرها را به‌طور عام خدشه‌دار نمایند، باید عرض كنم كه با این همه شواهد و قراین تاریخی، آداب و رسوم، زبان، فرهنگ، این قوم كهن آریایی‌الاصل و ایرانی‌الاصل می‌باشند و این را هم باید اضافه نمود كه بختیاری‌ها برخلاف سایر اقوام ایرانی با گذشت هزاران سال كه كشور عزیزمان ایران مورد تهاجم بیگانگان در ادوار مختلف تاریخی قرار گرفت، توانسته‌اند بیشتر مظاهر نیك فرهنگی نیاكان خود را حفظ نمایند و بر آن می‌بالند.



برگرفته از:
بهرامی آستركی، علی . بنه‌وار من ایل من (تاریخ هزارساله بختیاری)
بهرامی آستركی، علی . شاهكار ایل بختیاری (تاریخ سیاسی بختیاری از ایلام تا زندیه، نقش بختیاریها در انقلاب مشروطیت ایران)

مسعود بختیاری

بهمن علاءالدین معروف به مسعود بختیاری درگذشت

یکشنبه
۱۴ آبان ۱۳۸۵

تو حال و هوای خودمونیم،ناگهان می گن مسعود بختیاری بر اثر سکته ی قلبی در گذشت!.

از شدت تعجب می پرسیم مسعود بختیاری کیه؟

میگن همون بهمن علاءالدین دیگه،خواننده ی معروف بختیاری.

بغض مون بلافاصله می شکنه و اشک چشمامون سرازیر می شه،یعنی واقعا علاءالدین درگذشت؟همین چند روز پیش بود که داشتم آهنگ هاش رو گوش می دادم و می گفتم؛ خدا ایشالا بهت هزار سال عمر بده که باز هم برای ما بخونی.واقعا اینا راست می گن؟

قیافه ش توی یکی از کنسرتهاش از ذهنم پاک نمی شه،با یه لبخند همیشگی و بسیار زیبا که هم حاکی از مشکلات روزگاره و هم نشان از امید و استقامت در برابر نابرابری ها.همیشه با دیدن لبخند هاش این سوال توی ذهنم میومد که چرا اجازه نمی دادن علاءالدین راحت با مردم رابطه داشته باشه و این همه کارشکنی در حقش انجام می دادن؟واقعا چرا؟مگه کسی سراغ داره که علاءالدین آزار و اذیتش به دیگران رسیده باشه؟واقعا غیر از اینه که مسعود بختیاری برای همه پیام آور مهر و مهربانی بود ؟

قطعا بهمن علاءالدین معروف به “مسعود بختیاری” همیشه ی همیشه برای اهالی موسیقی مخصوصا بختیاری ها زنده و جاویدان می مونه.

حالا این شعرش رو برای خودش می خونیم:

مُو تيام تَش ايزَنِه سي ديدن تو

زِنده مَندُم به خدا با ديدن تو

چه خووه بياي زِ رَه وا با سِفيده

ايزَنِه افتَو وا با رَسيدنِِ تو

واي ديمَه …  واي ديمَه ! ايخُوم دُونگُل يِكيمَه

نه تَرُم بَنگِت كُنُم … نه خُوت ايايي

حالا باور ايكُنُم …  كه بي وفايي

آخه تا كِي چينُو با تِهنا بِمَهنيم

نَدونُم چه ديديِه  … زِ اي جدائي ؟؟؟

چَن تَرُم بَنگِت كُنُم ؟ خوت دي وُري بِيَاو

آخه تا كِي دير زِ يك … چي مَه و افتَو

 چه خووِه اُوِيدِنِت اگر بيايي !!!

توشمالون كار ايكُنِن  … هَف روز و هَف شَو …

خیلی ناگهانی،وقتی غرق در زندگی خودتی بهت می گن عزیزانت از دنیا رفتن.یادت نره دنیا برای همه اینجور زود می گذره.

صدای ماندگار ایل و مرثیه خوان بختیاری(مسعود بختیاری)دار فانی را به دار گفت.به همین مناسبت پایگاه فرهنگی خبری مسجدسلیمان در شبکه جهانی اینترنت فقدان این هنرمند بزرگ را به جامعه هنری و مردم شریف مسجدسلیمان و بختیاری های سراسر جهان تسلیت می گوییم.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

تارخچه بازی استقلال و پیروزی

شصت و سومین دیدار سنتی تیم های استقلال و پرسپولیس در حالی روز یکشنبه بیست وسوم مهرماه در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود که آبی پوشان با سه پیروزی در ماه مهر بر رقیب دیرینه خود برتری دارند

به گزارش "خدمت"؛  تیم های پرسپولیس و استقلال تاکنون 8 بار در ماه مهر برابر هم صف آرایی کرده اند که در این بین سهم استقلال 3 پیروزی بوده است، پرسپولیس نیز 2 بار برتری را از آن خود کرده و 3 تساوی حاصل کار آنها در سه بازی ماه مهر بوده است.
تا به امروز که در آستانه برگزاری دربی شصت و سوم هستیم، استقلال در20 مسابقه فاتح از میدان خارج شده ، پرسپولیس نیز تنها 16 بار به این مهم نایل آمده و تساوی حاصل کار دو تیم در 26 بازی بوده است.

تاریخچه دیدار های دوتیم از ابتدا تاکنون به شرح زیر است:

1- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 16 فروردین سال1347
 
2- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 20 دی سال 1347

3- پرسپولیس یک - استقلال 3 - 13 مرداد سال 1348
گلهای تیم استقلال : احمد منشی زاده (8) ، علی جباری (44)، کارو حق وردیان (88)
گل تیم پرسپولیس: کاظم گنجاپور (72)

4- پرسپولیس صفر- استقلال یک (3 برصفر استقلال برنده اعلام شد) -17 بهمن 1348
گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی (9)
* این بازی تا دقیقه 82 ادامه یافت اما در این لحظه تیم پرسپولیس میدان را به دلیل اعتراض به نحوه قضاوت ترک کرد و فدراسیون فوتبال نتیجه را 3 بر صفر به سود استقلال اعلام کرد.

5- پرسپولیس 2- استقلال 3 - 3 مهر 1349
گل‌‏های استقلال : جواب قراب (73)، کارو حق وردیان (87)، عباس مژدهی (88)
گل‌‏های تیم پرسپولیس : علی پروین (7) ، حسین کلانی (23)

6- پرسپولیس یک - استقلال یک (3 برصفر استقلال برنده شد) 27 دی 1349
گل استقلال : عباس مژدهی (75)
گل پرسپولیس : حسین کلانی (2)
* این بازی تا دقیقه 75 یک بر یک مساوی در جریان بود تا اینکه بازیکنان تیم  پرسپولیس به دلیل اعتراض به  نحوه قضاوت داور زمین را ترک کردند. براساس رای صادره از سوی فدراسیون فوتبال تیم استقلال با نتیجه 3 برصفر برنده بازی شد.

7- پرسپولیس یک - استقلال یک - 28 خرداد 1350
گل تیم استقلال :غلامحسین مظلومی (30)
گل تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک (90) 

8- پرسپولیس 4 - استقلال یک - 15 بهمن 1350
گلهای تیم پرسپولیس :حسین کلانی (43 و90) صفر ایرانپاک (56) ، محمودخوردبین (75)
گل تیم استقلال :علی جباری (75)

9- پرسپولیس 2- استقلال صفر- 3 فروردین 1351
گلهای تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک (50)، حسین کلانی (89)

10- پرسپولیس صفر- استقلال 2 - 11 اسفند 1351
گلهای تیم استقلال :علی جباری (87 و40)

11- پرسپولیس صفر- استقلال یک - 25 خرداد 1352
گل تیم استقلال: رضا عادلخانی (3)

12- پرسپولیس 6 - استقلال صفر- 16 شهریور 1352
گلهای تیم پرسپولیس : همایون بهزادی (90 و86، 50) ، ایرج سلیمانی (45 و56) و
حسین کلانی (32)
 
13- پرسپولیس یک - استقلال یک - 18 آذر 1352
گل تیم استقلال : علی جباری (70)
گل تیم پرسپولیس : همایون بهزادی (46)

14 - پرسپولیس صفر- استقلال یک - 4 خرداد 1353
گل تیم استقلال : حسن روشن (88)
 
15 - پرسپولیس 2 - استقلال یک -27 آذر 1353
گل تیم استقلال : غلامحسین مظلومی (60)
گلهای تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک (50) و اسماعیل حاج رحیمی پور

16- پرسپولیس یک - استقلال 3 - 15 اردیبهشت 1354
گلهای تیم استقلال : غلامحسین مظلومی (11 و62)، مسعود مژدهی (47)
گل تیم پرسپولیس :صفر ایرانپاک (53)

17- پرسپولیس 2 - استقلال صفر- 25 مهر 1354
گلهای تیم پرسپولیس : جهانگیر فتاحی (22)، اسماعیل حاج رحیمی پور(38)

18- پرسپولیس یک - استقلال یک - 27 اسفند 1354
گل تیم استقلال : مسعود مژدهی (20)
گل تیم پرسپولیس : محمود خوردبین (85)

19 - پرسپولیس یک - استقلال یک - 2 مهر 1355
گل تیم استقلال : هادی نراقی (26)
گل تیم پرسپولیس : علی پروین (40)

20 - پرسپولیس صفر- استقلال3 - 18 اردیبهشت 1356
گلهای تیم استقلال : محرم عاشوری (45)، حسن روشن (83)، سعید مراغه چیان (88)

21- پرسپولیس 2- استقلال یک - 18 آذر 1356
گل تیم استقلال : حسن روشن (85)
گلهای تیم پرسپولیس : صفر ایرانپاک (15 و34)

22- پرسپولیس صفر- استقلال یک - 25 آبان 1358
گل تیم استقلال :غلامرضا فتح آبادی (42)
این بازی دوستانه بوده و به مناسبت برزگداشت مرحوم علی دانایی فرد برگزار شد، دیداری که در دقیقه 75 به دلیل هجوم تماشاگران به داخل زمین نیمه تمام ماند.

23- پرسپولیس صفر- استقلال صفر -13 تیر 1359

24- پرسپولیس صفر استقلال صفر- 16 مهر 1360

25- پرسپولیس یک - استقلال یک - 17 دی 1361
گل تیم پرسپولیس : غلامرضا فتح آبادی (10)
گل تیم استقلال : بهتاش فریبا (87)

26 - پرسپولیس صفر- استقلال یک - 15 مهر1362
گل تیم استقلال : پرویز مظلومی (59)

27 - پرسپولیس 3 - استقلال صفر - 25 خرداد 1365
گلهای تیم پرسپولیس: شاهرخ بیانی (12- پنالتی و 52)، ناصرمحمد خانی (62)

28 - پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 7 فروردین 1366

29 - پرسپولیس یک - استقلال یک - 18 شهریور1367
گل تیم استقلال : جعفر مختاری فر (60) 
گل تیم پرسپولیس : فرشاد پیوس (46)
 
30- پرسپولیس4 - استقلال2 -(وقت معمول صفربرصفر) -19 اسفند1367
گلهای تیم استقلال ( پنالتی): جعفرمختاری فرو رضاحسن زاده
گلهای تیم پرسپولیس ( پنالتی): مجتبی محرمی، رحیم یوسفی، محسن آشوری، مرتضی کرمانی مقدم این دیدار در چارچوب جام حذفی باشگاه های کشور برگزار شد.

31- پرسپولیس یک - استقلال صفر- 17 آذر 1368
گل تیم پرسپولیس: رضا عابدیان (18)

32- پرسپولیس یک - استقلال2  - 4 خرداد 1369
گلهای تیم استقلال: عباس سرخاب (46) و صمد مرفاوی (72)
گل تیم پرسپولیس: نادر میراحمدیان (12)
 
33- پرسپولیس یک - استقلال یک - 28 دی1369
گل تیم استقلال: شاهرخ بیانی (62- پنالتی)
گل تیم پرسپولیس: فرشاد پیوس (75)

34- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 4 بهمن 1370

35- پرسپولیس صفر- استقلال 2 - 15 اسفند 1370
گلهای تیم استقلال: صمد مرفاوی (8) و صادق ورمزیار(15)

36- پرسپولیس صفر- استقلال یک - 8 خرداد1371
گل تیم استقلال: صمد مرفاوی (48)

37- پرسپولیس صفر- استقلال صفر-11 دی 1371

38- پرسپولیس 2 -استقلال2 (3 برصفربه سود استقلال) - 30 دی1373
گلهای تیم استقلال: صادق ورمزیار(79-پنالتی)، ادموند اختر(87)
گلهای تیم پرسپولیس: فرشاد پیوس(21- پنالتی)، بهزاد داداش زاده (56)
این بازی تا دقیقه 88 دو بر دو مساوی دنبال می شد اما به دلیل درگیری کاپیتان های دوتیم و هجوم تماشاگران منتسب به تیم پرسپولیس به داخل زمین نیمه تمام ماند. پس ازیک روز کمیته انضباطی  فدراسیون رای به پیروزی سه بر صفرتیم استقلال داد.

39- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 7 بهمن 1373

40- پرسپولیس یک - استقلال3 - 6 مرداد 1374
گلهای تیم استقلال: ادموند اختر(7)، صادق ورمزیار(16- پنالتی)، محمد تقوی(36)
گل تیم پرسپولیس: مرتضی کرمانی مقدم (49)

41- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 8 دی 1374

42 - پرسپولیس یک - استقلال صفر- 27 مهر1375
گل تیم پرسپولیس: ادموند بزیک (87)

43- پرسپولیس 3 - استقلال صفر- 20 تیر1376
گلهای تیم پرسپولیس: ادموند بزیک (30)، مهدی مهدوی کیا (71)، بهنام طاهرزاده (87)

44- پرسپولیس یک - استقلال صفر- 22 آبان 1377
گل تیم پرسپولیس: مهدی هاشمی نسب (45)

45- پرسپولیس یک - استقلال یک - 20 فروردین 1378
گل تیم استقلال: فرد ملکیان (43)
گل تیم پرسپولیس: مهدی هاشمی نسب (3)

46- پرسپولیس 2 -استقلال یک - 20 تیر1378
گل تیم استقلال: سهراب بختیاری زاده (50)
گلهای تیم پرسپولیس: مهدی هاشمی نسب (12- پنالتی)، افشین پیروانی (85)

47- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 2 مهر 1378
 
48 - پرسپولیس 2- استقلال صفر- 8 اسفند 1378
گلهای تیم پرسپولیس: مهدی هاشمی نسب (7)، پایان رافت (80)

49- پرسپولیس 2 - استقلال2 - 9 دی 1379
گلهای تیم استقلال: محمد نوازی(67)، مهدی هاشمی نسب (86)
گلهای تیم پرسپولیس: بهروز رهبری فرد (57- پنالتی)، علی کریمی (89)

50- پرسپولیس صفر- استقلال یک - 5 اسفند 1379
گل: علیرضا اکبرپور(72)

51- پرسپولیس یک - استقلال یک - 28 اسفند 1380
گل پرسپولیس: رضا جباری (25)
گل استقلال: محمد نوازی (38- پنالتی)

52- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- 19 اردیبهشت1381

53- پرسپولیس یک - استقلال یک - 20 دی ماه 1381
گل استقلال: علی سامره (1)
گل پرسپولیس: علی انصاریان (70- پنالتی)

54- پرسپولیس 2 - استقلال یک - 23 خردادماه 1382
گلهای تیم پرسپولیس: یحیی گل محمدی (11) و بهنام ابوالقاسم پور(50)
گل تیم استقلال: علیرضا اکبرپور(63)

55- پرسپولیس یک - استقلال 2 - 25 مهرماه 1382
گل پرسپولیس: عیسی ترائوره (70)
گلهای تیم استقلال: علی سامره (8) و محمود فکری (57)
 
56- پرسپولیس یک - استقلال یک - 13بهمن ماه 1382
گل تیم پرسپولیس : حامد کاویانپور(20)
گل تیم استقلال: داود سیدعباسی (3)

57- پرسپولیس صفر- استقلال صفر- اول آبان ماه1383

58- استقلال 3 - پرسپولیس 2 - هفتم اسفند ماه 1383
گلهای پرسپولیس: شیث رضایی (84) و سهراب انتظاری (77)
گلهای استقلال: رضاعنایتی (68)،محمود فکری (83) و پیروز قربانی (93)

59- پرسپولیس صفر- استقلال یک - چهاردهم آبان 1384
گل استقلال : رضا عنایتی (56)

60- استقلال صفر- پرسپولیس صفر - 20 اسفند 1384

61- پرسپولیس 2 - استقلال یک - 12 آبان 1385
گلهای پرسپولیس: مهرزاد معدنچی (22) و مهرداد اولادی (71)
گل استقلال: امیرحسین صادقی (16)

62- استقلال یک - پرسپولیس یک - 10 فروردین 1386
گل استقلال: شیث رضایی (گل به خودی - 43)
گل پرسپولیس: علیرضا واحدی نیکبخت (13)
 

چرا آقایون زودتر از خانم ها میمیرند؟ ( مطالب جالب و خواندنی )

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم:

-اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید...شما یک مرد هستید.
-اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید...شما یک مرد لوس و مامانی هستید

-اگر به شدت کار کنید...برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
-اگر به اندازه کافی کار نکنید...مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

-اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد...شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
-اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید...بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

-اگر شما شغل بهتری گرفتید...پارتی بازی شده
-اگر او شغل بهتری بگیرد...به خاطر توانایی های بالایش بوده

-اگر به او بگویید که چقدر زیباست...این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
-اگر سکوت کنید و چیزی نگویید...این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

-اگر گریه کنید...آدم بی عرضه ای هستید
-اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه هستید

-اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...شما یک متعصب خودخواه هستید
-اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد...یک خانم لیبرال و آزادمنش است

-اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد...این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
-اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد...انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

-اگر از هیکل و اندام زیبایشان تعریف کنید...منحرف هستید
-اگر تعریف نکنید...شما را هم جنس باز تلقی می کنند

-اگر از آنها بخواهید که موهای پایشان را تمیز کنند و هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
-اگر نخواهید...شما اصلا رمانتیک نیستید

-اگر به خودتان برسید...خودبین و از خودراضی هستید
-اگر این کار را انجام ندهید...یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

-اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
-اگر نخرید...احساسات او را درک نمی کنید

-اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید...انسان جاه طلبی هستید
-اگر این کار را نکنید...اصلا بلندپرواز نیستید

-اگر او سر درد داشته باشد...خسته است
-اگر شما سر درد داشته باشید...می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

-اگر او را زیاد بخواهید...شهوتران هستید
-اگر نخواهید...پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت...مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

مشخصات ارنولد شوارتزنگر

نام كامل:ARNOLD ALOIS SCHWARZENEGGER
اسامي مستعار:ARNIE-THE GOVERNATOR
-AUSTRIAN OAK-CONAN THE REPUBLICAN
.
تاريخ تولد: 30 جولاي 1947-اتريش.
قد:188 سانتي متر.
وزن:(در اوج تناسب اندام) 117 كيلو گرم.
شغل: بازيگر، بدنساز، سياستمدار، فرماندار كاليفرنيا.
تحصيلات:فارغ التحصيل رشته مديريت بازرگاني و بازاريابي
بين الملل.
پدر:GUSTAV SCHWARZENEGGER---شغل:افسر پليس
وي در سال 1974 بر اثر نارسايي قلبي فوت كرد.
مادر:AURELIA JADRNY---وي در سال 1998 به علت سكته قلبي درگذشت.
برادر:MEINHARD----وي در سال 1971 در جريان تصادف رانندگي فوت كرد.
همسر:MARIA SHRIVER---شغل:روزنامه نگار و گوينده تلويزيون---سال ازدواج:1986-----وي دختر برادر جان كندي ميباشد.
روابط ديگر:BRIGITTE NIELSEN---در سال 1985 نامزد
كردند اما منتفي گشت.
دخترها:KATHERINE(17 ساله)-CHRISTINA(14 ساله)
پسرها:PATRICK(12 ساله)-CHRISTOPHER(8 ساله)


فيلمها:
 

Hercules in New York (1970)
The Long Goodbye (1973)
Stay Hungry (1976)
Pumping Iron (1977)
The Villain (1979)

Scavenger Hunt (1979)
The Comeback (1980)
Body by Garret (1982)
Conan the Barbarian (1982)

Conan the Destroyer (1984)
The Terminator (1984)
Red Sonja (1985)
Commando (1985)
Raw Deal (1986)
Predator (1987)
The Running Man (1987)
Red Heat (1988)
Twins (1988)
Total Recall (1990)
Kindergarten Cop (1990)
Terminator 2: Judgment Day (1991)
Freed (1992)
Dave (1993)
Last Action Hero (1993)

The Last Party (1993)
A Century of Cinema (1994)

Beretta's Island (1994)
True Lies (1994)
Junior (1994)
T2 3-D: Battle Across Time (1996)
Eraser (1996)

Jingle All the Way (1996)
Stand Tall (1997)
Batman & Robin (1997)

Junket Whore (1998)
End of Days (1999)

The 6th Day (2000)
Dr. Dolittle 2 (2001)
Last Party 2000 (2001)
Collateral Damage (2002)

Terminator 3: Rise of the Machines (2003)
The Rundown (2003)
Around the World in 80 Days (2004)

How Arnold Won the West (2004)
WMD: Weapon of Mass Destruction (2004)
The Kid & I (2005) (COMMING SOON)

* وي در سال 1997 تحت عمل جراحي باز قلب قرار گرفت.
وي از دريچه قلب مصنوعي استفاده مي كـنـد كـه هر چند
سال يكبار ميبايد آن را تعويض كند.

* عضلات وي رشد يافته ترين عضلات  يك انسان در تاريخ
جهان  مي بـاشـند از ايـن رو نــــام وي در كتاب ركوردهاي
گينس به ثبت رسيده است.

* وي هوادار حزب جمهوريخواه ميباشد.

* آرنولد در سال 1983 تبعه امريكا گرديد.

* وي دو بـار در سال هـاي 1996 و 2002 دكـتـراي افتخاري
دريافت كرده است.

* آرنـولـد در سـال 2003 بـه فـرمـانـداري كـاليفرنيا منصوب
گرديد.

* وي در خانه اي بدنيا آمد كه فاقد تلفن،دستشويي و يخچال بود.

* نام خانوادگي وي:شوارتزنگر به زبان آلماني به معني :"كشاورز سياه" ميباشد.

* پدر و مادر وي عضو حزب نازي آلمان بوده اند.

* وي در سال 1965 به مدت يك سال به خدمت سربازي اتريش رفت.

* وي در جهان از لحاظ كسب مقام نخست در رشته پرورش اندام مسابقات جهاني نيز ركوردار ميباشد. وي تاكنون 5 بار مقام آقاي جهان MR. UNIVERSE و 7 بار نيز عنوان MR. OLYMPIA را از آن خود كرده است.

* وي پس از ترك اتريش به انگليس آمد و مشغول به كار گرديد. درآمد وي در انگليس 120 پوند در ماه بود.

* درآمد وي از حرفه بازيگري تاكنون بيش از 250 ميليون دلار بوده است.

* درآمد وي از فيلم ترميناتور 3 : 30 ميليون دلار.

* وي هنگامي كه در سال 1968 به آامريكا آمد سرمايه اش 20 دلار بود و لهجه غليظي نيز داشت.

* وي اذعان كرده است كه از داروهاي استروئيدي استفاده ميكرده است.

* وي ويراستار دو مجله پرورش اندام نيز ميباشد.

* نام كتاب اتوبيوگرافي وي ARNOLD:THE EDUCATION OF A BODY-BUILDER ميباشد.

* استاديوم فوتبالي بنام وي در اتريش وجود دارد.

* وي تحت عمل جراحي فك نيز قرار گرفته است.

روش هاي مطالعه

روش هاي مطالعه

بعد از اينكه برنامه مطالعه را تهيه كرديد بايد روش مطالعه داشته باشيد. حتماً شما نيز بارها شنيده ايد كساني راكه مي گويند: مطالب حفظي را هر چند بار كه مي خوانم نمي توانم حفظ كنم يا تمركز حواسم را از دست مي دهم و حواسم جا هاي ديگري مي رود يا اينكه كلاً حفظيات من ضعيف است. چنين افرادي يا از روش هاي صحيح مطالعه آگاهي ندارند يا نحوه بكار گيري آنرا نمي دانند. زيرا با روش مطالعه مناسب مي توان به ميزان قابل توجهي در وقت و انرژي صرفه جويي كرد. به روش هاي مطالعه زير توجه كنيد:

1- خواندن اجمالي: در اين روش مي توانيم در يك زمان كوتاه چند ثانيه اي يا چند دقيقه اي يك آشنايي كلي از مطلب بدست آورده ، به ميزان دشواري آن پي برده و سوالاتي براي خودمان مطرح سازيم.

2- تند خواني : هدف اين روش كسب آشنايي كلي با مطالب كتاب از طريق مرور آن با يك سرعت فوق العاده است. ديد زدن اساسي ترين فن اين روش ، عبارت است از يك جريان موزون حركت چشم و ذهن از روي مطالب كتاب.

3- عبارت خواني: در ان روش به جاي خواندن كلمات ، عبارات و جملات خوانده مي شود و هدف آن درك كامل مطالب و رابطه بين آنهاست كه منجر به تمركز حواس موقع مطالعه مي گردد.

4- دقيق خواني: هدف اين روش درك كامل مطالب خوانده شده و نگهداري آنها به طرزي منظم و منطقي در حافظه است به نحوي كه ياد آوري آنها براي استفاده هاي بعدي ميسر باشد.فنوني كه در اين روش بكار گرفته مي شود عبارتند از سازمان دادن معاني و مفاهيم در ذهن ، حاشيه نويسي علامت گذاري و خلاصه كردن.

5- خواندن تجسسي: در اين روش از طريق سوال كردن و يافتن جواب سوالات ، دامنه تمركز حواس و درك عمق معاني افزايش يافته و زمان نگهداري مطالب در حافظه زيادتر شده و از تنباي و كسالت در مطالعه جاو گيري مي شود.

البته روش هاي مطالعه نام هاي متنوعي از قبيل SQ3R وغيره به خود گرفته كه جوهر كلام آنها و خلاصه روش هايي كه در بالا به آن ها اشاره شد همان روش مطالعه (پس ختام)است كه مخفف پيش خواني ، سوال كردن ، دقيق خواني ،از بر گفتن و مرور كردن مي باشد.



روش مطالعه (پس ختام)


اين روش آسان ترين و عملي ترين روش مطالعه دروس حفظي و متکي بر درک معني و مفهوم مطالب بوده و در صورت کاربرد صحيح آن بعد از مدت کوتاهي به صورت عادت در آمده و اجراي مراحل شش گانه آن خيلي سريع صورت گرفته و در وقت و انرژي شما براي مطالعه تاثير شگرفي خواهد داشت.


نحوه اجرا:


ابتدا موضوع يا عنوان و منظور کلي از بخش ِ فصل و درس را مشخص نموده و اولين پاراگراف در س را براي مطالعه انتخاب و مراحل زير را به ترتيب اجرا نماييد:


توجه:در اين روش تمامي پاراگراف هاي يک متن يا درس چه مهم يا غير مهم و اينکه خود کتاب يا معلم از اين قسمت سوال تعيين بکند يا نه ِ مطالعه خواهد شد. چون هدف احاطه کامل بر موضوع مي باشد.


ا- پ (پيش خواني) پاراگراف انتخابي را يک بار بخوانيد. در اين مرحله هدف اين است که بفهميم چه مطالب و مفاهيمي در پاراگراف گنجانده شده و اينکه ايا نويسنده حرف مهمي براي گفتن دارد؟


?- س (سوال کردن) در اين مرحله سعي کنيد براي مطالب و مفاهيم مهم پاراگراف سوال طرح نماييد.زير مطلب مهم خط کشيده و براي آن سوال بنويسيد.


?-خ (خواندن دقيق) يک بار ديگر پاراگراف رابخوانيد و سوالات خود را از نظر بگيريد و از ذهن خود بگذرانيد که مثلاْ اي پاسخ براي فلان سوال است.


?- ت (تفکر کردن) در اين مرحله در مورد مفهوم سوال و پاسخ آن به تفکر بپردازيد. يعني ببينيد آيا مطالب از لحاظ عقلي و منطقي درست به نظر مي آيند و آيا با مطالب قبلي که در درس هاي قبلي در اين مورد ياد گرفته ايد هماهنگي دارند؟اين کار باعث درک و به ياد سپاري آسان مطالب مي شود.


?- الف (از بر گفتن) در اين مرحله پاسخ سوالات خود را بدون نگاه کردن به کتاب همانطوري که درک کرده و فهميده ايد براي خود باز گويي کنيد.


?- م (مرور کردن) اگر لازم ديديد يکبار ديگر از روي متن کتاب سوالات و پاسخ هاي آنهارا مرور کنيد. يعني اول سوال بعد پاسخ کتاب را بخوانيد.


نترسيد! اين مراحل وقت زيادي نمي گيرد و در صورت تکرار و عادت اين عمل بطور ذهني و در عرض چند ثانيه تا چند دقيقه براي هر پاراگراف انجام مي گيرد.

ادامه دارد.................